گل در يادداشتي به قلم "اميرحسين البرزي" نوشت: صبح جمعه موبایل استاندار بوشهر که زنگ خورد آن سوی خط صدای جوانی شنیده شد که بعد از سلام و احوالپرسی خودش را مهدی محمدیان معرفی کرد و هنگامی که برای معرفی کامل تر خود عنوان کرد که تهیه کننده برنامه فوتبال بوشهری است برق از سر استاندار پرسد.
شاید او انتظار هر عنوانی را داشت به جز این مورد را. استاندار خیلی زود دلیل برقراری این تماس را فهمید. مشکلات شاهین بوشهر این روزها همه استان را تحت شعاع خود قرار داده و همه نگاه ها متوجه استاندار است تا راهی برای برون رفت از این معضل بیابد.
محمدیان از استاندار خواست تا هنگام پخش برنامه در یک ارتباط تلفنی بر روی خط برنامه بیاید و به دغدغه این روزهای هواداران فوتبال در بوشهر پاسخ دهد. استاندار اما چندان مایل به این کار نبود و جلسه شبانه را بهانه آورد. اما این تهیه کننده جوان بود که با زیرکی شعار پاسخگویی مسئولین را به یاد استاندار آورد تا او راضی شود دقایقی از وقتش را برای هواداران شاهین اختصاص دهد.
بعد از قطع تماس ، مهندس جهانبخش بلافاصله شماره موبایل مشاور جوانش را گرفت. بعد از صدای یک بوق این علی زاهدی بود که در آن سوی خط آماده بود تا به مافوقش مشاوره دهد. زاهدی که خود مدیر برنامه های بازیکنان خارجی شاهین می باشد وظیفه داشت سیر تا پیاز شاهین را برای استاندار تشریح نماید تا او در آزمون جمعه شب خوب درسش را پس دهد. حالا استاندار تا شب وقت داشت تا آموزه های مشاور جوانش را چندین بار در ذهن مرور کند .
بوشهری ها جمعه شب بی خیال تلویزیون شدند و به سراغ رادیوهای قدیمی رفتند تا سخنان استاندارشان روزنه های امید را در دلشان بتاباند.
برنامه که شروع شد شاهین بهرام نژاد مجری برنامه بارها وعده داد که تا دقایقی دیگر استاندار روی خط خواهد امد و در مورد شاهین صحبت خواهد کرد. خیلی زود انتظار به سرآمد و مهندس جهانبخش در آن سوی خط با توپ پر آمد. صحبت های استاندار آب پاکی بر روی دست هواداران شاهین ریخت و نه تنها نوری بر دل شان نتاباند که آن ها را ناامید تر از همیشه به رختخواب فرستاد.
استاندار درس هایش را یکی پس از دیگری پس می داد. او حتی جایگاه تیم ها در جدول را نیز از بر کرده بود تا در مقابل شاهین بهرام نژاد کم نیاورد.این مهندس جهانبخش بود که جمعه شب همچون مهاجمی تیزهوش نه تنها توپ را به زمین حریف انداخت که آن را به تور دروازه نیز دوخت. البته که استاندار در آن شب می بایست مدیون مشاور جوانش باشد. او هم چون کارشناسی فوتبالی چنان صحبت می کرد که گویی سال هاست که خاک این فوتبال را خورده. اما استاندار ورزش دوست صبح شنبه که از خواب برخاست هیچکدام از آن اطلاعات فوتبالی اش را در یاد نداشت.
جمعه شب همه بوشهر مغموم بود. برنامه که تمام شد همه آن هایی که در استودیوی شماره چهار رادیوی بوشهر بودند قطره اشکی را از گونه های مجری محبوب بوشهری ها دیدند که آرام آرام صورتش را نوازش می کرد.
جمعه شب نه تنها شاهین برای شاهین گریه کرد که یک استان برای شاهین گریست. تنها این استاندار بود که سرمست از اینکه امتحانش را خوب پس داده شادمان بود.