مجيد جلالي معتقد است صحبتهاي تازه كارلوس كيروش منطقي است، اما سازمان ليگ و باشگاهها هم حق دارند و بايد حلقه مفقوده مشكل موجود را در اين ميان پيدا كرد.
سرمربي تيم فوتبال فولاد خوزستان در گفتوگو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره انتقادهاي كارلوس كيروش سرمربي تيم ملي فوتبال پيرامون برنامه فشرده ليگ برتر و همين طور تعداد زياد تيمهاي ليگ كه در نهايت منجر به ناكارآمدي تيم ملي در رقابتهاي حساس مقدماتي جام جهاني 2014 و لطمه ديدن فوتبال ايران ميشود، صحبتهاي جالبي را مطرح كرد كه مشروح آن را در زير ميخوانيد:
* ما وقتي به اين وضعيت نگاه ميكنيم، متوجه ميشويم تمام افرادي كه درباره اين مشكل صحبت ميكنند دلايلشان كاملا منطقي است. اين بحث مثل ترافيك تهران است. هم صحبتهاي پليس موجه است، هم مردم منطقي حرف ميزنند و هم كارخانهها درست ميگويند اما وقتي مشكل ترافيك تهران هنوز رفع نشده يعني يك جاي كار ايراد دارد. اين كه ما بگوييم چون تهران ترافيك زيادي دارد، پس بايد كارخانهها را تعطيل كنيم يك نگاه عجولانه و مقطعي است كه هيچ فكري پشت آن نيست. حالا درباره مشكل فوتبالمان نميتوانيم بگوييم چون به تيم ملي آسيب ميرسد، پس بايد تعداد تيمهاي ليگ را كمتر كنيم. اين يك ديد مقطعي است.
* به نظر من تعداد تيمهاي ليگ زياد نيست. اگر ما تعداد تيمها را كمتر كنيم، احتمال دارد كه كيفيت ليگ بالا برود، اما در آن سو گستردگي فوتبال كم ميشود. ميتوان براي فشردگي ليگ راهكارهاي ديگري پيدا كرد. مثلا اين كه تيمها عادت كنند كه هر چهار، پنج روز يك بار بازي داشته باشند؛ كاري كه در همه جاي دنيا مقبول و جا افتاده است. يا يك راه حل ديگر اين است كه شهرهايي كه فرودگاه يا هتل خوب ندارند و نميتوانند از تيمهاي ميهمان ميزباني خوبي به عمل بياورند، تيمهايشان به ليگ نيايند. ما بايد استانداردسازيهاي زيادي انجام دهيم. يكي از آنها كيفيت زمينها است كه اهميت بسيار زيادي دارد و سازمان ليگ بايد خيلي روي آن تاكيد كند. مثلا اگر شهري زمين مناسب ندارد و نميتواند ميزبان خوبي باشد، بازيهاي خانگياش در جاي ديگري برگزار شود. داشتن امكانات زير ساختي خوب بايد تبديل به يك فرهنگ شود. نميشود يك شهر تيمي درست كند كه نه زمين مناسب دارد و نه امكانات خوب و فقط به خاطر فشارهاي سياسي يا اقتصادي به ليگ بياييد.
* طبيعي است كه كيروش به بازيكنان احتياج دارد. من هم زماني كه قرار بود مربي تيم ملي اميد شوم به فدراسيون گفتم كه بازيكنان در يك دوره زماني بايد منفك شده و در اختيار تيم اميد باشند، اما فدراسيون گفت اين طوري كارها پيش نميرود و بعد هم دوباره ديديم تيم اميد باز هم به المپيك نرسيد. اصلا اين موضوعي بوده كه در چند سال اخير مشكل اصلي تيم اميد بوده و هميشه سر بزنگاه، باشگاهها بازيكنانشان را به تيم اميد نميدادند و اين تيم هم به جايي نميرسيد. اين كه ما فكر نكنيم و راه حل ارائه دهيم، مشكلي حل نميشود.
* در همه ليگهاي دنيا تيمها با تيمهاي خودشان بازي ميكنند. مگر در ليگ پرتغال با تيمهاي از كشورهايي ديگر كشورها بازي ميكنند؟ من قبول دارم كه ليگمان از نظر فني خيلي پيشرفت نميكند. اين هم موضوعي بوده كه ما خيلي وقت است آن را ميگوييم، اما متاسفانه هيچ بخشي كه بر فوتبال ما نظارت كند يا نهادي كه ارزشيابي روي آن انجام دهد، وجود ندارد. تنها معيار ما براي بازيها اين بوده كه ببينيم چه تيمي بازي را ميبرد. مشكل فني هميشه در ليگ بوده و ما بايد تيمها را تشويق كنيم كه علميتر از گذشته كار كنند و بيشتر به مربيان خود توجه كنند. اين بحث و انتقادهاي كي روش، شايد مهمترين موضوع پيشروي فوتبال ما باشد، اما جاي بحث در اين باره زياد است و بايد همه صاحبنظران جمع شوند و ايدههاي خود را مطرح كنند تا راهكارهاي بهتري مطرح شود.
انتهاي پيام